fantazi

شاید نوشتن تنها فانتازی ذهن من باشد.
 

    

والنتین.روز عشق.روز قلبها.Alla hjärtans dag.

 

دوستی طی نامه ای از این حقیر خواسته بودند که از این روز زیبا و در عین حال بزرگ بنویسم .هر چند که خودم هم بی باده مست بودم  و مرتبا ندایی مرا به نوشتن این روز فرا می خواند و تنها دلیل ننوشتنم این بود که زحمت نوشتن این روز بزرگ را بسیاری از دوستان کشیده بودند و انجام اعمال این مراسم بزرگ و باشکوه را در حد بضاعت اندکم طی یک فقره شراب شیراز و چند شاخه گل رز و لاله که هر کدام دارای معانی خاصی هستند در خفا به سرانجام رسانده بودم .باشد که مقبول بیافتد.

 

برای تو برای او برای آنها و یا برای همه مفهوم این روز شاید یک شاخه گل رز قرمز رنگ باشد و یا شکلاتی با رنگ قرمز با شکلی از قلب باشد و یا یک خرس عروسکی که در دستانش یک گل رز قرار دارد و یا عروسک قرمز رنگی که معنا و شکل آن عروسک اصلا مهم نیست و فقط بدلیل رنگ قرمزش و سینه چاک خورده او از فرط عاشقیت که قلبش به بیرون پریده و یا یک قلب قرمز رنگ بزرگ که تیر رها شده از کمان او را مجروح کرده  و اصلا متوجه مفهوم او نمی شوم که اگر روز عشق و عاشقیت است پس این تیر و این قلب چاک خورده چیست ?

 

بهر حال این روز در واقع روز عشقی است برای مغازه داران عزیز و سازندگان این همه قلب و محصولات قرمز که همه این تولیدات قرمز رنگشان را فقط در این روز عزیز میتوانند بفروش برسانند و آن روز را با پولهای بدست آورده عشق کنند.

 

بهر حال موضوع بحث اصلا رنگ و نوع هدیه و طریقه دادن و غیره نیست اینها همه نظرات شخصی من است.

 

و اما روز عشق برای من تمام روزها و تک تک لحظاتی است که دو نفر برای دوست داشتن و دوست داشته شدن تلاش می کنند .برای من روز عشق روزی است که که یک نفر تمام  سختیها را به جان می خرد برای دیدن لبخندی بر لبان طرف مقابل.روز عشق برای من روزی است که دو نفر صادقانه یکدیگر را می پذیرند . این روز برای من همان روزی است که هیچ دروغ و ریایی بینمان نیست . این روز برای من روزی است که دو نفر پا به پای یکدیگر زحمت می کشند و قدر زحمات یکدیگر را میدانند .

 

و در نهایت این روز برای من همه روزهایی است که همسرم از فرط خستگی ناشی از یک روز کار و تلاش (برای ما) به خانه بر می گردد و من مشتاقانه در انتظار او هستم و وقتی که او را در بغل میگیرم چهره خسته و بی جان او نشانه عشق او به( ما )زندگی است.روز عشق برای من روزهایی است که او در خانه تنها میماند تا من و پسرک برای دیدن وطن و عزیزانمان به ایران سفر کنیم .این روز تمام روزهایی است که من باردار بودم و تاب و توان هیچ کاری را نداشتم و حتی کوچکترین کارهای شخصی من به عهده او بود.این روز شامل تمام روزهایی میشود که او همه زحمت و تلاش و همت خود را به کار بست تا ما امروز در کنار یکدیگر باشیم .

 

و به نظر من روز عشق منحصر به یک روز و یک تاریخ و یک کلمه و یک سال و ....خاص نیست.و معنا و مفهومش در یک قلب قرمز و یک شاخه گل و نمی دانم هزاران چیز قرمز رنگ دیگر نیست.عشق روز و رنگ و ساعت خاصی ندارد. شاید آن یک روز گوشزدی است برای آنهایی که هیچ روز عشق دیگری ندارند .

 

و برای من همه روزهای زیبای زندگی ام است که در کنار همسرم و پسرم بسر می برم .همه روزهایی که یکدیگر را می فهمیم .همه روزهایی که با هم میخندیم . همه روزهایی که از فرط شادی با هم اشک شوق میریزیم.همه روزهایی که با باز شدن در خانه به پیشواز او میرویم و او را در بغل میگیرم .

 

همه روزهای با او بودن برای من عشق است و همه این عشق و این روزها با او متولد شد .و همان والنتین عزیز کسی نیست به جز همسرم که این روزهای زیبا را برایم به ارمغان آورد.

 

 

+نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸٧/۱۱/٢۸ساعت٥:٥٠ ‎ب.ظتوسط م.ج | فانتازیهای شما ()