fantazi

شاید نوشتن تنها فانتازی ذهن من باشد.
 

  

پراکنده

سیاست نمی دانم و نمی نویسم بماند برای آنانی که شیفته مملکت و مملکت داری هستند.نویسندگی نمیدانم و بیشتر برای ارج نهادن و تشکر از نویسندگان نوشتهایشان را میخوانم شاید حقی ادا کرده باشم.کاریکاتوریست و نقاش و دانشمند ووووووو نیستم تنها انسانی هستم همراه با هزاران دلتنگیها . عاشقانها.گذشتهایی پر از بچگی پر از مدرسه رفتنها و عیدها و مامان بازیها و عروس شدنها و.... .خاطرات خوب و بد که تا امروز بدها بیشتر بوده اند .قهرها و آشتیها که آشتیهایش دلنشین تر بوده .شکستها و اگر باشد پیروزی .تقدیرو تشکرها یی که بی نهایتا.غمهای فراوان و شادیهای اندک اما بزرگ .مرگها و تولدها, مرگها را باور ندارم وتولدها که برایم فراموش نشدنی هستند .اشکها و لبخندها که اشکها فراوانند و لبخندهایم انگشت شمار.آشناها و غریبها که بعضا غریبه ها بزرگ وار ترند.دوستیهایی که چه دیر پیوند میخورد و چه زود میشکند.زمانها که  با ارزش و بی ارزش خیلی زود می گذرند.خانواد ه ام چه آنها که دورند و آنهایی که در کنارم هستند.سفر رفتنها ولحظه های جدایی که مطمئنا عمرم را کوتاه میکند. و روز مرگیهایم که شاید برای همه بی ارزش و برای خودم یاداوری ارزشها و غیر ارزشهاست.

+نوشته شده در شنبه ۱۳۸٧/٩/٢۳ساعت۳:۱۱ ‎ق.ظتوسط م.ج | فانتازیهای شما ()